تبليغاتX
زندگی مشترک
یکشنبه بیست و دوم آذر 1388
ازدواج از دید دخترها در سنین مختلف

 دختر 18 ساله:

به قول خودش انقدر خواستگار داره که نمی دونه کدومش رو انتخاب کنه فعلا قصد ازدواج نداره می خواد درس بخونه.

دختر 22 ساله :

او یک شاهزاده با یک قصر می خواد ادعا می کنه که خیلی واقع بینه ولی ؟؟؟؟؟مرد ایده آل او باید پول دار خوش قیافه مشهور همیشه در حسابش پول به اندازه کافی باشه وسخاوت مند او باید شوخ طبع، ورزشکار، شیک پوش، رمانتیک و شـنونده خوبی باشد. بله خصوصیات و صفات آن مرد بسیار طولانی است. دخـتر مـردی را میخواهد که او را بپرستد و او را با گذاشتن گلها، هدایا و دادن وعده عشق ابدی و جاویدان تـبدیل به الهه گرداند.

دختر 32 ساله:

 کم کم داره بوی ترشی می یاد دیگه فقط یه مرد خوب می خواد لازم نیست ورزشکار و خوش تیپ و.. باشه یه کار خوب با حقوق مکفی خونه ماشین و حساب بانکی داشته باشه و غذاهایی که دختر درست می کنه رو تحمل کنه کافیه.

دختر 42 ساله :

تنها یه مرد می خواد (بیچاره ترشید) یه مرد معمولی که ستاره سینما نباشه ورزشکار نباشه اگه یه شکم گنده هم داشت عیب نداره کچل هم بود عیبی نداره فقط یه شوهر باشه .

دختر 52 ساله:

 او فقط می خواهد... هر چی بود باشه دختر باید خیلی شانس بیاره که مردش انقدر ترسناک نباشه که نوه هاش رو بترسونه راه توالت رو هنوز به یاد داشته باشه دندون مصنوعی هاش رو یادش باشه کجا گذاشته.

دختر 72 ساله:

 تعجب نکنید بعضی دخترا تا این سن هم عمر می کنن ولی مطمئن نیستم مردمورد علاقش هنوز نفس بکشه.

نوشته شده در ساعت 13:43 توسط مهدی |
یکشنبه بیست و دوم آذر 1388

 

خواستگار رو بچسبید که شاید تنها شتر بخت شما باشه.

ناز و لفت و لیس رو بذارید کنار.

در معرض دید باشید، گذشت اون زمان که میگفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم که از آفتاب و از سایه می رنجم.

سن ازدواج رو بیارین پایین، همون ۱۷ یا ۱۸ خوبه. بالاتر که برین همچین بگی نگی از دهن می افتین.

تموم دوست پسراتونو تهدید به ازدواج کنید، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بکشید.

دعای باز شدن بخت رو دور گردنتون آویزون کنید، یه وقت کتابشو دور گردنتون آویزون نکنید که گردن لطیفتون کج می شه.

پسر های فامیل بهترین و در دسترس ترین طعمه ها هستند، رو هوا بقاپیدشون.

رو شکل و شمایل ظاهری پسرها زیاد حساسیت به خرج ندید، پسرهای خوشگل، هستن دچار مشکل…!!

توی اجتماع بر بخورید، با مردم قاطی شید، با ننه صغرا و بی بی عذرا نشست و برخاست کنید، همینا هستن که شادوماد می سازن واستون.

یه کم به خودتون برسید، منظورم آرایش و برداشتن زیر ابرو و ریمل و پودر و سایه و کرم شب و روز و ماسک خیار و فر مژه و خط لب و خط چشم و… نیست. حداقل قیافه یه آدم رو داشته باشید.

در پوشش دقت کنید، لباس چسب و کوتاه فقط آدمای بوالهوس رو دورتون جمع می کنه، یه پوشش سنگین و اندکی رنگین با حفظ معیارهای دوماد پسند بهترینه.

مهمون که میاد قایم نشید، چای ببرید، پذیرایی کنید، خلاصه یه چشمه بیاین که بعله ما هم هستیم.

سعی کنین از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره که مامانه بتونه جلوی در و همسایه قر و قمیش بیاد که دخترم قربونش برم اینجوریه و اونجوریه…

تا مامانه و باباهه می گن دخترمون دیگه وقته عروسیشه مثل لبوی نپخته سرخ نشین و در برید، در حرکات و سکناتتون این نظر رو تایید کنید و دنبالشو بگیرید.

بالاخره اگه خدای نکرده می خواین جزو اون یک میلیون و هفت صد هزار دختر بی شوهر نباشید هر چی دارید، رو کنید، منظورم اعضا و جوارحتون نیست منظورم کمالات و هنر مندیاتتونه.

و اینو بگم که از هیچ دوره زندگیتون به اندازه وقتی که با نامزد محبوبتون زیر سایه درخت توی یه پارک خلوت دارید معاشقه می کنید لذت نخواهید برد، حالا به بعدنش کارندارم.

اگه کسیرو دوسش دارین برین خواستگاریش ( نکته:این کار ریسکش خیلی بالاس اگه شازده بگه نه سوجه خنده ۱سال فامیلاتون ردیفه )

حداقل یه ۲۰۶ داشته باشین که طرف به خاطر ماشین هم که شده بیاد ۲تا بشین بده ۹ ماه ۳ تا بشین.

اون یارو که با اسب سفید میادوبی خیال شین.

و آخرین توصیه اینکه عوض اینکه توی جریانات عشقی خیابونی و زودگذر غرق بشید و مثل کبک سرتونو زیر برف کنید یه خورده به فکر زندگی آینده تون بشید و اینقدر از این دست به اون دست نرید چون کثیف می شید، می پکید

نوشته شده در ساعت 11:42 توسط مهدی |
دوشنبه هجدهم آبان 1388
 

زن و شوهري را در نظر بگيريد كه براي شما الگوي يك زوج موفق مي‌باشند. آنها با يكديگر رفتار خوبي دارند و به هم احترام ‌مي گذارند و زندگي مالي مستحكمي بنا نهاده اند، به خواسته هاي هم ارج مي نهند و در نهايت زوج موفقي به ‌نظر مي رسند. اين طرز فكر شما ، يك روز در حالي كه مشغول خوردن شام و گفتگوي خانوادگي هستيد به يكباره ‌با شنيدن خبر جدايي آن زوج به هم مي ريزد و هر چه فكر مي كنيد نمي توانيد علتي منطقي براي اين اتفاق بيابيد. ‌همه گوشه و زواياي مغزتان را مي كاويد تا نشانه‌اي دال بر مشكلات زناشويي آن زوج بيابيد، اما به نتيجه خاصي ‌نمي‌رسيد. ‌چه اتفاقي مي افتد كه روابط عاطفي و پيوند هاي خانوادگي و اجتماعي از بين مي روند و جدايي جاي آنها را مي‌گيرد ؟ حتما دليلي وجود دارد، ولي ناشناخته تر از آن است كه شما به وجودش پي ببريد.


مراحل چهار گانه مرگ عاطفي ‌

1‌- مخالفت :‌ در هر نوع رابطه اي كه ميان دو انسان شكل مي گيرد هميشه درجه اي از مخالفت وجود دارد و تضادهاي فكري و ‌رفتاري، جزئي طبيعي از روابط ميان فردي ما را تشكيل مي دهند. ‌اما مخالفت مي تواند درجات مختلفي داشته باشد؛ مخالفت پنهان در برابر مخالفت آشكار. صحنه اي را در نظر بگيريد كه در يك مهماني خانوادگي بزرگ نشسته ايد و همسر شما در حال تعريف خاطره اي از شما مي باشد كه ‌اصلا دوست نداريد ديگران چيزي درباره آن بدانند ؛ مضاف بر اينكه اين چندمين باري است كه همسرتان اين داستان ‌را با آب و تاب تعريف مي كند. شما شروع به خودخوري مي كنيد يا طوري به وي نگاه مي كنيد كه بفهمد مايل به ‌تعريف داستان توسط وي نيستيد، اين درجه خفيفي از مخالفت است در برابر اينكه شما با صداي بلند، وي را از ‌گفتن داستان منع كنيد. راه ديگري هم وجود دارد ؛ سعي مي كنيد خود را آدم متمدني نشان بدهيد كه اين ‌موضوعات كوچك برايش مهم نيست و از مطرح شدن آنها در جمع حتي لذت هم مي برد ! ‌اگر كمي به زندگي روزانه خود دقت كنيد متوجه مي شويد كه در زمينه ابراز مخالفت هاي بجا و به موقع تا چه حد ‌فعال هستيد. آيا حفظ ظاهر مي كنيد و در درون، خود خوري ؟ آيا مستقيما ناراحتي خود را به شخص مقابل انتقال ‌مي دهيد ؟ ‌بيشتر مردم مخالفت هاي خود را به بهانه‌ بد جلوه كردن در نظر ديگران ابراز نمي كنند و تظاهر مي كنند كه چنين ‌احساسي ندارند. آنچه در اين‌گونه موارد افراد به خود مي گويند اين است : " اين مسئله بزرگي نيست ، اينقدر ‌ايرادگير نباش ، هيچ‌كس كامل نيست ، فراموش كن، چرا دردسر درست مي كني ؟ " ‌در زمينه عاطفي و در زندگي زناشويي،اين مسئله مخالفت به كرات اتفاق مي افتد، زيرا تعداد" تعاملات ميان فردي" ‌زوجين خيلي زيادتر از انواع ديگر روابط مي‌باشد و به همين نسبت احتمال بروز اختلاف ميان آنها بيشتر است. ‌اگر مخالفت هاي كوچك خود را بيان نكنيد و با توجه به تعداد موارد پيش آمده ، از خير مطرح كردن آنها بگذريد ، اين‌ مخالفت هاي كوچك جمع شده و كم كم به علامت هشداردهنده بعدي يعني رنجش و عصبانيت تبديل مي شوند. ‌

2‌- رنجش و عصبانيت: ‌عصبانيت و رنجش ، نوع شديدتر مخالفت هايي است كه روي هم جمع شده اند و به صورت احساس تنفري موقتي ابراز مي شود . در اين مرحله شما، فرد مقابل را سرزنش و ملامت مي كنيد و فرد مقابل هم عكس العمل نشان ‌مي دهد و شما، را مورد حمله قرار مي دهد. خيلي مواقع كه سر موضوع كوچك و بي ربطي دعواي بزرگي راه مي‌افتد علت آن‌ را بايد درجاي ديگر و موضوع ديگري جستجو كنيد. ‌اگر رنجش و عصبانيت ، مدام تكرار شود شما در مقام جلوگيرنده آن ، با به درون ريختن اين عصبانيت و رنجش و ‌انباشت انرژي منفي بسيار در درونتان پا به مرحله سوم مي گذاريد. ‌

3-‌ عدم پذيرش و طرد: ‌بعد از يك دعواي مفصل ، در را به هم مي كوبيد و از منزل خارج مي شويد در حالي‌كه احساس ياس و پوچي سراسر وجودتان را فرا گرفته است . اين در حالي است كه از جار و جنجال و دعوا هم خسته ايد و منزل را براي ‌رسيدن به آرامش ترك كرده ايد، در حقيقت از همسر خود فرار كرده ايد. اين مرحله ممكن است به صورت ديگر و در ‌درون منزل اتفاق بيفتد. شما در منزل و زير يك سقف هستيد ولي به يكديگر بي اعتنايي مي كنيد و يكديگر را مورد ‌بي توجهي قرار مي دهيد، در واقع وي را هم از ديده و هم از دل بيرون مي كنيد. اين مرحله مي تواند يك ساعت به ‌طول بينجامد ولي تا چند روز و چند هفته هم ممكن است طول بكشد، بيشترجدايي ها و طلاق ها در اين مرحله ‌اتفاق مي افتد. اين دوره، بحراني ترين دوره اختلافات و در حقيقت زمان به زانو در آمدن آخرين تلاش هاي عاطفي ‌طرفين براي بقاي زندگي مشتركشان مي باشد.‌در طرد و عدم پذيرش ، آنقدر فشار روحي و تنش زياد مي شود كه فرد براي خود، فضايي تازه و آرام طلب مي كند و ‌اين‌گونه از زندگي زناشويي خود عقب نشيني كرده ، ميدان مبارزه را ترك مي كند در حالي‌كه پيوندهاي عاطفي وي، ‌آخرين نفس ها را مي كشد. ‌اما طرد و عدم پذيرش هم مي تواند لاينحل باقي بماند و با تكرار و انباشت در طول يك دوره زماني ، شما را به ‌مرحله نهايي گسست عاطفي تان سوق دهد. ‌

4-‌ سركوب: ‌گوشه اي از رستوران ، ساكت، تنها و عبوس نشسته ايد و زندگي خود را مرور مي كنيد. به زندگي مشترك با همسرتان و تمام زحماتي كه براي اين زندگي مشترك متحمل شده ايد فكر مي كنيد. تمام لحظات شيرين زندگي زناشويي خود و نظرات خانواده و فاميل درباره زندگي‌تان را از خاطر عبور مي دهيد و به حرف هاي آنها بعد از جدايي ‌خود فكر مي كنيد. در اين لحظه در يك عكس العمل طبيعي، شما نمي خواهيد در نظر ديگران، آدم شكست خورده‌اي به نظر برسيد، پس بايد كاري بكنيد و همه اين زندگي خوب را نجات دهيد، به يكباره همه چيز مرتب مي شود و ‌كدورت ها از وجودتان رخت مي بندند. اينجاست كه شما در دام سركوب مي‌افتيد و همه احساسات منفي، عصبانيت و رنجش و طردهاي مداوم خود را ‌سركوب مي‌كنيد تا آبروي‌تان حفظ شود و خانواده‌تان پابرجا بماند. در اين لحظات شما با خود مي گوييد: " بيشتر از اين ‌ارزش جنگيدن ندارد، بگذار همه چيز را فراموش كنم، خسته تر از آنم كه بتوانم با موضوع سروكله بزنم."‌سركوب، نوعي احساس كرخي و بي حسي است. شما ديگر احساسات منفي خود را حس نمي كنيد، اما در مقابل، بهاي بزرگي مي پردازيد و ديگر احساسات مثبت خود را نيز لمس و درك نخواهيد كرد. شما از نظر عاطفي فلج شده ايد و تا پايان عمر ، يكنواخت و بي احساس به نمايش كسالت آور زندگي خود ادامه مي دهيد. ماسكي از ‌لبخندها و احترامات ساختگي به چهره مي زنيد و ديگر شور و نشاط سابق را نداريد. زندگي‌شما قابل پيش بيني و ‌كسل كننده مي شود و خستگي مزمن جسمي به سراغتان مي آيد.

در انتهاي سخن ‌

عده زيادي از ما در مراحلي يا در همه زندگي خود درگير اين مرگ عاطفي مي شويم، اما علاج كار در كجاست ؟ مسلما در روراست بودن با خود و ديگران،بيان مخالفت ها در همان زمان شكل گيري و ابراز ناراحتي و رنجش ها در ‌مرحله بعد. در كنار پرورش اين عادت پسنديده ، فراگيري و تمرين مهارت هاي حل مسئله و گفتگوي معطوف به ‌نتيجه عيني و مؤثر نيز بايد در دستور كار قرار گيرد. اگر درحال حاضر درگير اين مراحل هستيد ، وضعيت خود را به طور كامل ‌تشريح كنيد و با درنظرگرفتن هدف هاي كوچك ودست يافتني، قدم به قدم از مرگ عاطفي خود فاصله بگيريد.
 
نوشته شده در ساعت 10:53 توسط مهدی |
یکشنبه نوزدهم مهر 1388
 

ازدواج یك تعهد است. اشتراك زندگی شخصی با همسرتان اهمیت ویژه ای دارد، این

اشتراكات شامل ، پرداخت اجاره خانه ، پریشانی، توجه، دست انداختن، نگاه به یك

دیگر است كه در روز اتفاق می‌افتد. آن‌ها برای درست فكر كردن در پریشانی‌ها به

مشاوره زناشویی احتیاج دارند.

اگر شما احساس پریشانی درباره علت ازدواج دارید یا اگر خواستید مطمئن شوید از پیدا كردن همسر شایسته، مشاوره این توانایی را به شما می‌دهد. اگر شما هر چه زود تر تصمیم به این كار بگیرید بهتر از بعدا است. این مشاوره نحوه ارتباطات را گویا و بهبود می‌بخشد و حتی ازدواج را محكم تر می‌كند.
دقایق خوش حالی
زمانی كه شما بیشتر وقتتان را با همسرتان سپری می‌كنید، خوش حالید. یك راه خوب برای سنجیدن این كه آیا شما و همسرتان نیاز به صحبت با یك مشاور حرفه ای دارید یا نه این است كه زمانی كه هر دوی شما به طور موافق از این كه زمان را در كنار هم سپری می‌كنید احساس بد بختی می‌كنید. شما باید انتظار چیزی را از همسرتان در پایان هر روز داشته باشید.
در باره ی این كه زمانی كه تنها هستید یا با دیگران چه احساسی دارید فكر كنید. اگر در ازدواجتان اذیت می‌شوید، این اذیت در نتیجه ی تاثیرات فضای خارج زندگی تان است. مشكلات ازدواج می‌تواند از نتیجه كارهای شما در خانواده یا دوستان باشد. اگر در زندگی تان پریشانید یا خوش بخت نیستید از فضای خارج زندگی تان پیدا شده است چون شما نگران ازدواجتان هستید باید به مشاوره زناشویی مراجعه نمایید.
قبل از این كه در باره عقیده همسرتان صحبت كنید به این موضوع فكر كنید كه زمانی را كه شما برای همسرتان صرف می‌كنید، او احساس خوبی داشته باشد. اگر شما بیشتر مواقع احساس می‌كنید كه همدیگر را دوست ندارید و ازدواج برای شما مثل یك قربان گاه شده است مشاوره زناشویی را شروع كنید.
آیا شما صحبت می‌كنید؟ واقعا صحبت می‌كنید؟
ارتباطات نه تنها نشانه در چگونگی رسیدگی شما به همسرنات بلكه در بهبود زندگی روزانه شما مؤثر است. آیا شما و همسرتان از سخن گفتن در كنار هم برای مدت طولانی رنج می‌برید؟ آیاشما در رابطه با موضوع كارتان به ندرت صحبت می‌كنید؟ زمانی هست كه شما یك جانبه صحبت كنید؟ اگر پاسخ شما به این سوال‌ها بله است باید به مشاوره زناشویی مراجعه كنید كه به نحوه ارتباطات شما كمك می‌كند.
اگر شما نیاز به یاد آوری اولین كمكی را كه در زندگی به هم كردید را دارید یا چیزی شبیه به این، شما نیاز به مشورت درباره این خطا‌ها دارید.
فكر نكنید كه بحث و مشاجره ی بین شما و همسرتان یك مشكل است. اگر شما احساساتتان را در یك بطری فرض كنید و با دیگران ارتباط بر قرار نكنید این بطری به زودی پر از چرك می‌شود و از چرك منفجر می‌شود. بنابر این بحث لازم است.
اعتماد در هر چیز
اگر شما یا همسرتان در زندگی عشق بازی نمی كنید باید به مشاور مراجعه كنید. خیانت و از ین قبل چیزها در نتیجه فقدان چیزهایی در زندگی زناشویی است كه مشاوره زناشویی در بهبود این روابط و عیب‌ها كمك كند. مشاور می‌تواند به شما ابزاری بدهد كه موقعیت خود را تعیین كنید.
همچنین اگر درباره بیرون رفتن همسرتان بدون شما نگرانید. اگر به موفقیت‌های او حسادت می‌كنید بهتر است در مخالف نظر مشاور عمل نكنید و نگرانی خود را با صدای بلند بیان نكنید.
زمانی كه به مشاوره زناشویی مراجعه می‌كنید درباره این كه چگونه در برابر شنیدن اخبار خوب به بد همسرتان احساساتتان را نشان دهید، فكر كنید. ازدواج در اصل مشاركت است و اگر شما احساس اعتماد به عشقتان در یك چیز نداشته باشید اشتباه است.
نگه داشتن آتش هیجان در خانه
حمله به فرهنگ یكدیگر در سالهای اولیه ازدواج طبیعی است و و بعد از مدتی اتفاق نمی افتد. اگرچه كار وبچه شما را مشغول و خسته می‌كند و ممكن است باعث تكراری شدن سكس شود اما در واقع هر كدام از شما دو نفر در تلاشید در برخی لحظه‌های رمانتیك به سكس با همسرتان بپردازید. پر كاری و مشغول بودن آدم مهم و مشكل نیست، مشكل در نبود در علاقه در همسر است.
آیا هنوز زمان‌هایی را كه با هم سپری می‌كنید به علایق فیزیكی هم می‌پردازید؟ هر دوی شما از تاثیرات درست سكس در زندگیتان آگاهید و آن را دیده اید. در كل شما هنوز از لمس كردن همسرتان لذت می‌برید حتی آگر نوك گونه‌ها و لب‌ها را لمس كنید.
تغییرات بزرگ در زندگی
ازدواج باعث ایجاد برخی مشكلات جدید می‌شود كه مشاوره می‌تواند به حل این مشكلات كمك كند. اگر از افراد خانواده ی شما كسی مرده، از مفهوم بعضی چیز‌ها سوءاستفاده می‌شود و یا دچار بیكاری هستید، مشاوره زناشویی به شما یاد می‌دهد كه چگونه از عهده این مشكلات بر
آیید. شما برخی اوقات به اتفاقات خوشی كه در چارچوب زندگی روزمره تان نیست می‌افتد نیاز دارید مثل ورود یك بچه جدید در خانواده.
مشاوره زناشویی از پرتاب بشقاب به یكدیگر و تنفر داشتن از هم یكدیگر نمی تواند جلوگیری كند. در عوض ابزاری است كه شما برای بهبود صورت‌های مختلف ارتباط با همسرتان استفاده می‌كنید.
نوشته شده در ساعت 9:57 توسط مهدی |
پنجشنبه نهم مهر 1388

دوستت دارم در رابطه دختر وپسر واقعا به چه معنیست؟؟؟؟؟

۱- واقعا همدیگرو دوست دارن (به معنی دوست داشتن واقعی=بدون توقع وظاهر سازی).

۲- فقط به قول معروف برای مخ زدن .

۳- عده ای حتی زن وشوهر عادت کردن وشاید به هر کسی میگن حتی به دوستاشون.

۴- معنیش درک نشده لذا کاربردش هم نهادینه نشده.

۵- برای پیش بردن اهداف و برای منافع شخصی(چاپلوسی کسی رو کردن).

به نظر من نباید این واژه های مقدسو برای همه بکار برد وبهتره مختص

عشاق واقعی وزن وشوهر باشه برای بقیه واژه زیاده.

نظر شما چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

نوشته شده در ساعت 9:6 توسط مهدی |
سه شنبه بیستم مرداد 1388

مشاوره ازدواج:

یکی از اولین چیزهایی که فرد قبل از ازدواج به آن احتیاج دارد شناخت خود است.
چه چیزی یا کسی اول از همه وارد زندگی شما شد؟ این سؤالی مهم در هر نوع رابطه‌ای است. اگر شما بخواهید سه فرد مهم در زندگی، سه راه خرج کردن پول(بعد از ازدواج) و سه راه گذراندن اوقاتتان را بنویسید آنها چه خواهند بود؟ در زیر لیستی برای طرفین ازدواج قرار داده شده است با شروع کردن از مهمترین چیزها لیست مربوط به خود را کامل کنید.
اولویتهای شما در زندگی میزان وابستگیتان را به مردم تعیین می‌کند. یکی از مهمترین کارهای ازدواج عوض کردن وابستگی شما از خانواده‌ای که در آن رشد کرده‌‌اید به خانواده جدیدی که با همسرتان می‌سازید است. این تغییر می‌تواند همانقدر برای شما سخت باشد که برای خانواده‌‌تان، ولی به هر حال ضروری است و شما و همسرتان باید واحد خانوادگی خود را توسعه دهید.
همچنین اولویتهای شما تعیین کننده مسیرها و اهدافی است که احساس می‌کنید در زندگی باید به آنها برسید.این مسیری است که شما انتخاب کرده‌اید تا شما را به جایی که می‌خواهید برساند.
افراد مهم در زندگی همسر افراد مهم در زندگی شوهر/راههای خرج کردن پول در زندگی همسر راههای خرج کردن پول در زندگی شوهر/راههای همسر برای گذراندن وقت راههای شوهر برای گذراندن وقت.
آیا شما چیزهای مشابهی در زندگی می‌خواهید؟ اولویتهای شما در طول سالها همچنانکه رشد می‌کنید تغییر خواهد کرد. و اگر شما دو نفر، خوب ارتباط برقرار کنید متوجه می‌شوید اولویتهایتان در حال رشد و تغییر در مسیر هماهنگی با همدیگر است .
یکی از بزرگترین مشکلاتی که زوجهای جوان (و حتی گاهی اوقات زوجهای قدیمی) با آن دست به گریبانند، ارتباط است . این راهی دو طرفه است که هم به گیرنده و هم فرستنده نیاز دارد . مشکل وقتی است که فقط یکی از اینها هست یا بدتر، هیچکدام نیست .
شما از دو خانواده متفاوت آمده‌اید . شما روشهای متفاوتی را برای ارتباط برقرار کردن با دیگران آموخته‌اید . بعضی افراد از خانواده‌هایی هستند که بلند صحبت کردن و یا حتی فریاد زدن در طول مشاجرات لفظی طبیعی است، در حالی که دیگران از چنین رفتاری وحشت دارند زیرا از خانواده‌ای ساکت و آرام آمده‌اند . مهمترین عامل در یک ازدواج خوب ارتباط خوب است . در حالی که امور مالی، جنسی یا چیزهای دیگر ممکن است موضوع مشاجرات لفظی، نارضایتی از ازدواج و یا حتی جدایی شوند، ناتوانی زوجین در ارتباط برقرار کردن و یافتن راه حل ریشه مشکلات است . بنابراین باید پیغام درستی را برسانید .
برای داشتن یک زندگی خانوادگی شاد و پایدار مهمترین چیز اختصاص دادن زمان مفید به همسراست .تقریبا اغلب مشاهده می‌شود که یکی از طرفین این احساس را دارد که دیگر برای همسرش مهم نیست . اکنون زمان آن رسیده است که زمانی را یرای شریک شدن با یکدیگر کنار بگذاریم (لحظاتی با ارزش را ) و در چیزهایی که جدا از هم برایمان اتفاق افتاده است در طی ارتباطی خوب شریک شویم .
همیشه به خاطر داشته باشید که شریک شما چیزها را متفاوت از شما می‌بیند، متفاوت یعنی نه لزوما «غلط» یا «بد» بلکه فقط متفاوت و شما باید به اعتقادات دیگران احترام بگذارید . گوش دادن کلید فهمیدن است و عشق کلید حوصله .
در مجموعه سؤالاتی که فراهم کرده‌ام از شما خواسته‌ام که عبارات را بخوانید و سپس سریع پاسخ دهید «درست» یا «غلط» اولین پاسخ شما باید جوابتان باشد . هرکدام از شما باید جداگانه به سؤالات پاسخ دهید و سپس بعد از تکمیل مقایسه کنید .
20 سؤال اول درباره خانواده شما است:


ادامه مطلب
نوشته شده در ساعت 18:35 توسط مهدی |
یکشنبه یازدهم مرداد 1388


از جمله عواملي که سلامت خانواده را تهديد مي کنند عبارت اند از :
1: عدم شناخت و آگاهي به اصول زندگي مشترک
« توانايي» در« دانايي » است . براي ازدواج و زندگي مشترک موفق ، کسب دانايي هايي لازم است و مانند هر امر ديگري بايد مهارت هاي مربوط به آن را کسب کرد و در فرآيند زندگي مشترک به کاربرد . در برخي از خانواده ها به علت عدم شناخت زن و شوهر نسبت به يکديگر، عدم آگاهي نسبت به اهداف و انگيزه هاي ازدواج ، بي انصافي ها، پيش داوري ها، فريبکاري ها ، عدم احساس مسئوليت و بي توجهي به اصول اخلاقي ، بنياد خانواده متزلزل مي شود.مهمترين عاملي که موجب آسيب پذيري خانواده مي شود، عدم شناخت و انحراف از هدف هاي ازدواج است. زن و شوهري که هدف هاي ازدواج و تشکيل خانواده را نشناخته اند و يا فراموش کرده اند، در کدام مسير حرکت مي کنند؟ کدام روش و وسيله را براي نيل به کدام هدف انتخاب مي کنند؟ هنگامي که راجع به خانواده صحبت مي شود، معمولا زن ها و شوهرها به گونه اي برخورد مي کنند که گويا همه چيز را درباره خانواده مي دانند. هرکس به خود اجازه مي دهد راجع به خانواده اظهار نظر کند و چون هرکس در خانواده رشد کرده ، تصور مي کند دانش و آگاهي لازم را دارد. در حالي که اين طور نيست و براي انجام هر کاري و ايفاي هر نقشي به آموزش ، کارآموزي و مهارت آموزي نياز است. براي ايفاي نقش يک همسر موفق و توانا بايد مهارت ها و آگاهي هاي لازم را کسب کرد . از اين رو توصيه مي شود با شرکت در جلسه هاي آموزشي و مطالعه کتاب هاي مربوط به تعليم و تربيت ، روان شناسي و جامعه شناسي خانواده ، آيين همسرداري و نظاير آن ، به دانش و مهارت خود بيفزاييد و از اين طريق تعادل و سلامت خانواده را حفظ کنيد.
2: سست شدن باورهاي مذهبي
شايد مهمترين عاملي که بنياد خانواده را تهديد مي کند، سست شدن باورهاي مذهبي و اصول اخلاقي و فقدان معنويت باشد. هرگاه زن و شوهر در روابط خود، خدا را فراموش کنند و در حضور و غياب يکديگر به گونه اي برخورد کنند که خدا غايب است، با دست خود کانون خانواده را به سوي تزلزل و نابودي سوق داده اند .
يکي از رسم هاي پسنديده هنگام عقد ازدواج، گذاشتن قرآن بر سر سفره عقد است. به نظر مي رسد اين رسم به معني آن است که زن و شوهر به قرآن اعتقاد دارند و آنچه را که قرآن گفته عمل مي کنند و قرآن را در زندگي و پيوند مشترک خود حاکم و داور قرار مي دهند و خداوند را حاضر و ناظر به اعمال ، رفتار و گفتارشان مي دانند . حال چنانچه اين وضعيت تغيير کند و اين اعتقادات و باورها سست شود و از بين برود ، سلامت و تعادل خانواده به خطر مي افتد. زماني که ارزش ها، نگرش ها و باورهاي حاکم بر روابط زن و شوهر براساس لذت طلبي ، مصلحت گرايي، ماده گرايي و سودطلبي استوار باشد، بي شک روابط انساني از معنويت تهي مي شوند. اين نوع روابط بسيار سست و شکننده خواهند بود و به محض بروز موقعيتي خاص مانند بي پولي ، تنگدستي ، بيماري ، کهولت و افزايش سن و نظاير آن از درون متلاشي مي گردد و با هر بهانه اي از هم مي گسلد .
3: عدم صداقت و فريبکاري
جوهر روابط سالم ميان زن و شوهر صداقت است . صداقت اعتماد را بنياد مي نهد. زن يا شوهري که با همسر خود صادق نيست و با دادن وعده و وعيدها مي خواهد زندگي کند ، با رفتار خود کانون گرم و صميمي خانواده را دچار تزلزل مي کند. زن و شوهري که از واقعيت ها دور هستند و در عالم اوهام و تخيلات زندگي مي کنند ، آيا مي توان گفت که زندگي زناشويي موفقي خواهند داشت ؟ گاهي اوقات پنهان کردن حقايق ( مخفي کاري ) و فريب دادن ( فريب کاري ) موجب مي شود ارکان خانواده متزلزل شود و روابط زن و شوهر آسيب ببيند.
براي مثال شوهر يا زن ، آمد و شد، معاشرت ها، درآمد و هزينه خود و نظاير آن را از يکديگر پنهان مي کنند. غافل از آن که روزي اين حقايق آشکار و منجر به تيرگي روابط بين آنان خواهد شد . اين گونه رفتارها به صورت عوامل نهفته در زندگي مشترک باقي مي مانند و چنانچه زوجين بدان توجه نکنند ، زمينه هاي از هم گسيخته شدن بنياد خانواده را فراهم مي کنند.
4: عدم توجه به نيازهاي همسر
زوج هاي موفق کساني هستند که در صدد ارضاي نيازهاي همسر خود مي باشند. بنابراين هر زن يا شوهرش وظيفه دارد نيازهاي جسمي و روحي همسرش را بشناسد و در مقام ارضاي آنها برآيد.ارضاي نيازها به طريق درست و مطلوب به رشد همه جانبه و ايجاد امنيت رواني زوجين منجر مي شود و در نتيجه سلامت خانواده تأمين مي گردد. براي مثال هر انساني نياز به « امنيت »، «محبت» ، «توجه و احترام » دارد. لذا هرگاه اين گونه نيازها از طرف همسر تأمين نشود ، فرد احساس ناامني رواني مي کند و بهداشت رواني خانواده مختل مي شود.
بديهي است توجه به نيازهاي همسر، فقط به نيازهاي زناشويي ختم نمي شود. احترام و پذيرش ، نگاه مهربان به يکديگر، در کنار هم حضور داشتن ، در فعاليت هاي مشترک شرکت کردن ، و نظاير آن نشانه توجه به نيازهاي همسر است .
5- ابهام و افراط در انتظارها
به طورمعمول مشخص کردن انتظارها در روابط ، باعث معين شدن وظايف و حدود روابط افراد مي شود. در خانواده هايي که انتظارهاي متقابل زن و شوهر مشخص نشده است، روابط آسيب پذيراست و زوجين دقيقاً نمي دانند نسبت به يکديگرچه و ظايفي به عهده دارند. براي مثال وقتي وارد خانه مي شويد ، انتظار داريد با شما چگونه برخورد شود؟ آيا تا به حال به همسرتان گفته ايد که چه انتظارهايي از او داريد ؟ آيا از همسرتان انتظار داريد به شما احترام بگذارد؟ در صورتي که پاسخ شما مثبت است ، آيا شما هم وظيفه خودتان مي دانيد که به همسرتان احترام بگذاريد؟ به همين ترتيب آيا انتظار داريد همسرتان شما را دوست داشته باشد؟ در صورتي که پاسخ شما مثبت است ،آيا شما هم همسرتان را به قدر خودتان دوست داريد؟
در هر صورت تفاوت و تعارض در انتظارات موجب مي شود فضايي نامساعد و کينه توزانه به وجود آيد. گاهي اوقات داشتن توقعات بيش از حد از همسر، مثل اين که انتظار داشته باشيم او همچون فرشته باشد ، يا معلومات بسياري داشته باشد ، يا در نظم و ترتيب سرآمد ديگران به حساب آيد، سلامت خانواده را در معرض تهديد قرار مي دهد.

نوشته شده در ساعت 13:54 توسط مهدی |
چهارشنبه هفدهم تیر 1388

ازدواج يك رابطه درماني نيست بلكه يك رابطه صميمانه است.

دلايل درست ازدواج:

1-مصاحبت وهمراهي: شريك شدن با ديگري در زندگي دليل رايج ومناسبي براي ازدواج است،مصاحبت وهمراهي به اين معني است كه در سفر زندگي شريك وهمراهي داشته باشيم.

2-عشق وصميميت: محبت اصيل وحقيقي براي فرد فرد ادميان هديه اي فوق العلده است.

3-شريك حمايت كننده: فرصتي كه ازدواج براي رشد فرد به عنوان يك انسان فراهم مي كند.

4-والد شدن: صاحب فرزند شدن دليل رايج ديگري براي ازدواج است.

5- شريك جنسي: ازدواج منبع با ثباتي براي ارضاي جنسي هر دونفراست وراهيست مشروع ومجاز براي بروزهيجانات ورفتارهاي جنسي.اما اگر ارتباط جنسي دليل ازدواج باشد معمولا با ازدواج موفقي روبرو نخواهيم بود.

 دلايل نادرست ازدواج:

1-شورش بر عليه والدين:  تعارض با والدين يكي از دلايلي است كه جوان را به سوي ازدواج سوق مي دهد اما واقعا درست است به خاطر تعارض با والدين به سرنوشت بدتري دچار شويم.جوانان بايد استقلال خود را بسط دهند و با خانواده هاي خود رودرروشوند وبراي مشكلات ومسايل راه حل بينديشند تا اينكه به فكر ازدواج باشند.

2-جستجوي استقلال: استقلال امريست كه فرد تنها به تنهايي مي تواند به ان برسد ،با اتكاي به همسر فرد به استقلال نخواهد رسيد.

3-التيام يك ارتباط شكست خورده: به خاطر شكست عشقي؟؟ازدواج زماني موفق تر است كه دونفر بخواهند ازدواج كنند تا اينكه نياز به ازدواج داشته باشند.ارتباطي كه بر اساس التيام يكي از دو نفر شكل گيرد از همان اغاز در معرض خطر است،چرا كه عاطفه بين ان دو نه تنها به دليل دوستي وعشق نيست بلكه به خاطر شفابخشي والتيام زخمها وجراحات ارتباط ديگريست كه قبلا رخ داده است.

4-فشار خانواده يا اجتماع: خانمها بيشتر در معرض اين استرس هستندومعمولا شتاب در ازدواج به ارتباط شاد وسالمي منجر نمي شود.

5-ازدواج اجباري: در ايران با بالاترين امار طلاق ومشكلات بعدي همراه است.

6-نياز جنسي: تنها به دليل نياز جنسي ازدواج كردن كار بسيار غلطي است ونمي تواند ازدواج موفقي باشد.

7-دلايل اقتصادي: امنيت اقتصادي ونيز تغيير طبقه اجتماعي كه با وضعيت اقتصادي ارتباط دارد همواره يكي از دلايل سنتي ازدواج بوده است./ازدواج خود به خود امنيت اقتصادي ايجاد نمي كند.

8-تنهايي واستيصال: بهتر است تنهايي خود را از راههاي ديگري بر طرف كنيم.

9-احساس گناه: گاهي در ارتباط با يك نفر احساس گناه ميكنيم وبه دليل احساس گناه يا احساس ترحم با او ازدواج ميكنيم واين به هر دليلي ايجاد شده باشد دليل نادرستي براي ازدواج است.

10-احساس كمبود وتهي بودن: افرادي كه در زندگي بدون هدف هستند نمي دانند از زندگي چه مي خواهند ،احساس ناكامي ميكنند واز زندگي خود راضي نيستند،وبراي حل اين مشكلات به ازدواج روي مي اورند كه قطعا دليل نادرستي براي ازدواج است.

هر چه دلايل درست ازدواج بيشتر باشد احتمال موفقيت وپايداري ازدواج افزايش مي يابد.

نوشته شده در ساعت 14:55 توسط مهدی |
جمعه نهم اسفند 1387

ازدواج دائم /ازدواج موقت

اهداف کلی ازدواج:

 1-صیانت وجود از خطر   2- مورد محبت واقع شدن  3- تواید نسل  4- پاسخ به دعوت سنت پیامبر(ص)  5- یافتن ارامش وسکون  6- تکمیل وتکامل

ازدواج دائم: 1- همه اهداف بالا(اهداف کلی ازدواج)  را مورد نظر دارد 2-  شاهد لازم است 3- زن ومرد صیغه عقد را نمی خوانند بلکه عاقد وجود دارد 4- طلاق وجود دارد 5- حق ارث وجود دارد 6- زن ومرد با کمال افتخار با هم ازدواج می کنند و از کسی مخفی نیست و با مراسم مختصر یا مفصل ودعوت از فامیل واقوام صورت می گیرد وبرای خوشبختی انها دعای خیر میخوانند 7-صرفا برای ارضای نیاز جنسی نیست ۸- برای استحکام روابط اجتماعی وتامین فضای ارام جامعه مفید است(خانواده سالم=جامعه سالم)9- توهینی برای زن ومرد محسوب نمیشود ولازمه وجودی زن ومرد ازدواج دائم است 10- با شعور وفهم ما انسانها بیشتر سازگار است.

ازدواج موقت(متعه): 1- هیچ کدام از اهداف بالا(اهداف کلی ازدواج) مورد نظر نیست 2- در ازدواج موقت، رضايت طرفين و خواندن صيغه كافي است و نوشتن و شاهد گرفتن لازم نيست. 3-خود زن و مرد مي‌توانند صيغه عقد را بخوانند. ابتدا مدت عقد (از يك ساعت تا چند سال) و ميزان مهر (مثلاً از هزار تومان تا ...) را معين كنند و بعد صيغه عقد را بخوانند.4- عقد موقت طلاق ندارد بلكه جدا شدن زن و مرد بواسطه تمام شدن مدت عقد و يا بخشيدن مدت (مرد باقيمانده زمان عقد را به زن مي‌بخشد) مي‌باشد5- حق ارث وجود ندارد 6- زن ومرد سعی میکنند از همه مخفی کنند ونه تنها افتخاری برای انها ندارد بلکه خجالت هم میکشند و قلبا معذبند 7- صرفا ارضای جنسی مهم است وهیچ هدف دیگری ندارد 8- کاملا برای شیوع فساد در جامعه ضرر دارد و نوعی مشروعیت دادن به زناست 9- توهین به حرمت وشان زنان است (به عنوان ابزاری برای ارضای جنسی مرد از انان استفاده می شود)10- بجز انسانهای هوسران کسی حاضر به این کار نیست 11- تن فروشی محض است 12- نفقه به زن تعلق نمیگیرد13-عده وفات ندارد.

 اگر عده ای با ازدواج موقت موافقند وان را شرعی میدانند واقعا به این سوالها جواب داده اند :1)پس تفاوت ما انسانها با حیوان چیست؟ انها هم فقط غریزه جنسی برایشان مهم است.  2)ایا واقعا خود حاضرند خواهر ومادرشان را به عقد موقت کسی دراورند 3)پس کنترل نفس وهدایت غریزه چه میشود؟؟؟ایا باید شهوت ما مارا به هر جا هدایت کرد قبول کنیم؟؟؟؟؟؟؟ ۴)واقعا بنیان بسیاری از خانواده ها را متزلزل نمیکند؟؟؟؟؟؟؟؟(دامنگیر تمام افراد است)  ۵)موجب شیوع بیماریهایی مثل ایدزو بیماریهای مقاربتی نیست؟؟؟؟(شاید زنهایی باشند که با 30و40مرد یا حتی بیشتر رابطه داشته باشند!!!!!!!!!!!!!!)  ۶) تکلیف فرزندان متولد شده از این رابطه قبیح چه میشود؟؟؟؟؟ ۷) ایا خودمان به اسم مشروع بودن ازدواج موقت به زنا مشروعیت نداده ایم؟؟؟وبه اسم اسلام مشغول کارهایی نشده ایم که فرسنگها با دینمان فاصله دارند؟؟؟؟؟!!!!!!!!!

نوشته شده در ساعت 20:12 توسط مهدی |
دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387

سوالهایی که باید از همدیگر بپرسیم تا حد زیادی سلیقه ای وطبق افکار

واندیشه خودمان در رابطه با ازدواج است اما معمولا سوالهایی در حد نمونه

های زیر ضروری به نظر میرسند:

 1-نظرت در مورد تعهد به زندگی چیست ؟در مورد خیانت از طرف خودت یا من چه

واکنشی داری؟

2-اهدافتان در مورد شغل .فرزندان. مالکیت منزل و متعلقات دیگر ؟

3- عقاید مذهبی شما چگونه است ؟

4- در مورد روابط  زناشویی چه نظری دارید ؟

5- کجا زندگی کنیم ؟محل سکونت ومنزل با چه شرایطی ؟

6-محدودیتهایی برای همسر اینده خود در نظر دارید ؟

7- در خا نواده شما سابقه بیماری روانی وجود دارد ؟

8-وقتی ناراحتید یا استرس دارید بهترین کمک به شما چیست ؟

9- موقع جر وبحث چه واکنشی نشان میدهی ؟

10- عادت خرج کردن پول در شما چگونه است ؟

11-در مورد مسائل مالی چه نظری دارید ؟

12-ساعات خواب وبیداریت چگونه است ؟

13-مسئول خرید پخت وپز وتمیز کردن ؟کمک میکنید ؟

14. می خواهید بچه دار شوید ؟چند فرزند؟

15-در صورت بچه دار نشدن مایلید بچه ای از پرورشگاه بیاوریم ؟

16-نظرت در مورد فرزندان وتربیت انها چیست؟

17- مادر باید از شغل چشم بپوشد وبه فرزندان برسد ؟

18- تعطیلات را چگونه بگذرانیم ؟با فامیل یا دو نفری ؟

19- 2-5-10-20 سال اینده را چطور پیش بینی میکنید ؟

نظر شما چیست؟؟؟؟

واقعا اینگونه سوالها ضروریست یا!!!!!!

1.رنگ مورد علاقه؟

2.غذای مورد علاقه؟

3.ابی یا قرمز؟؟

4.بازیگر مورد علاقه شما؟

5.چه فیلمی را دوست داری؟(احساسی و عاشقانه،خانوادگی،مذهبی...)

جالبه به علت عدم تفاهم در موارد اخیر ازدواج بعضی ها مصلحت نیست(از دید خودشان).

 

نوشته شده در ساعت 6:48 توسط مهدی |